گزیده ای از مواضع روشن گرانه رهبری در نماز   جمعه تهران ( 29-3-88 )

*گزیده ای از مواضع روشن گرانه رهبری در نماز


جمعه تهران ( 29-3-88 )


مقام محترم رهبری انقلاب اسلامی در نماز جمعه


در باره حماسه ملی انتخابات و پس از انتخابات


نکات بسیار مهم ، روشن گرانه ، هوشمندانه و


بی طرفانه ای بیان کردند که می تواند برای


حقیقت جویان و خیرخواهان انقلاب اسلامی و


نظام جمهوری اسلامی ایران نقطه عطف و محل


تامل باشد.به عنوان نمونه می توان به این چند


مورد اشاره کرد :

1- پیوند ناگسستنی میان اعتماد به نظام با


مشارکت مردمی و مشروعیت یافتن بیشتر نظام


2- وابستگی هر 4 نامزد ریاست جمهوری به


اردوی معتقدان به نظام و انقلاب اسلامی و


برشمردن مسئولیت های انقلابی آنها


3- مقبول دانستن منطق مناظره های انتخاباتی به


خاطر شفافیت و آزادی بیان و مواضع نامزدها


4- منفی دانستن  سیاه نمایی های ارائه شده در


مناظرات انتخاباتی از سوی هر 4 نامزد که منجر به


زیر سوال بردن دولت نهم و دولت های قبلی شده


است.


5- دفاع  از کارنامه انقلابی هاشمی


رفسنجانی و ناطق نوری و تقبیح متهم سازی آنها


در مناظرات انتخاباتی بدون مستندات قانونی و


روشن سازی ذهنیت نسل جوان در این زمینه ها


6- دفاع از سلامت روند انتخابات و لزوم رسیدگی


قانونی از سوی شورای نگهبان به اعتراضات


مستند نامزدها

 

7- اخطار به دولت های غربی به سردمداری


امریکا و انگلیس به خاطر موضع گیریهای نامتعارف


آنها در هفته اخیر و هشدار به نیروهای داخلی


نظام برای ناکام گذاشتن اهداف غربی ها


8- انذار در باره تبعات منفی تظاهرات و تجمعات


مردمی اخیر از سوی طرفین انتخابات


9- اتمام حجت با نخبگان سیاسی و مراجع افکار


عمومی برای پذیرش مسئولیت عواقب منفی


تظاهرات مردمی اخیر


10 -  اعلام ضرورت وحدت ملی برای امنیت ملی.


11- اعلام صریح مبنی بر تن ندادن به هیچ گونه


بدعت انتخاباتی و فشار سیاسی.

"فاعتبروا یا اولی الابصار"

"فاعتبروا یا اولی الابصار"

"و مکرو و مکرا... وا... خیرالماکرین"

(قرآن مجید )

"وبا خداوند مکر کردند و خدا نیزمکرشان را به خودشان برگرداند. وخداوند بالاترین مکرکنندگان است "

        

 نمونه درصد مقایسه ای آرای دکتر احمدی نژاد ومهندس موسوی

(روزنامه دولتی ایران/24-3-88 / ص 19 / به نقل از : اتاق تجمیع آرا در وزارت کشور دولت احمدی نژادی  )

استان

دکتر

احمدی نژاد!!!!!!!!!!

مهندس

 موسوی؟؟؟؟؟؟؟

خراسان رضوی

 سمنان

ایلام

همدان

گیلان

زنجان

اصفهان

کهگیلویه و بویر احمد

یزد

قزوین

خراسان شمالی

قم

بوشهر

خوزستان

کردستان

سیستان وبلوچستان

کرمان

هرمزگان

گلستان

 

70.22

77

64

75

68

75.89

68

70

56

72.57

74

72

61.3

64

50.5

43.99

77.74

65.43

59.8

27.94

20

35

21

30

21.61

28

27

42

25.87

24.55

26

36

27

46.7

53.49

21.13

32.24

38.24

 

                     

الم یعلم بان ا...یری؟

 

الم یعلم بان ا...یری؟

(قرآن کریم : آیا نمی دانید که خداوند می بیند؟)

به راستی پیروز این امتحان الهی کیست؟

نمی توانم چیزی بنویسم؛چون نمی خواهم عجولانه و نا منصفانه بر خلاف منطق علمی و از آن مهمتر بر خلاف روح  و اخلاق متعالی اسلام ناب محمدی و تشیع مظلوم علوی سخنی نادرست و ناصواب گفته باشم.اما باید به من حق بدهند به عنوان یکی از میلیون ها شهروند رای دهنده ایرانی که در روز جمعه به پای صندوق رای رفته و رای خود را به صندوق ریخته و به امانت نزد دولت احمدی نژادی گذاشته است تا به خوبی از ان صیانت کند ؛فقط این چند پرسش را طرح کنم.

1-    سراین خوش استقبالی( قبل ازانتخابات)واین بد بدرقه ای( هنگام اعلام نتایج انتخابات )چیست؟.

2-    رمز و راز وعده وعید در باره تضمین صحت انتخابات وامانت داری ( قبل ازانتخابات و حین انتخابات ) و این بدعهدی (هنگام اعلام نتایج انتخابات ) چیست؟.

3-    من چگونه باید اطمینان حاصل کنم که(به عنوان یکی از آحاد این ملت بزرگ) مشمول گفتمان رسانه ملی :" پیروز این انتخابات ملت است" هستم؟.

  حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم به او          ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

اللهم ان ظهرتنا علی اعدائنا فجنبنا من البغی و ان ظهرتهم علینا فارزقنا توفیق الشهاده    (حضرت امیر ع)(بار الها اگر مارا بر دشمنانمان پیروز کردی ؛ توفیقمان ده برآنان ظلم و ستمگری روا نداریم؛واگر انان بر ما مسلط شدند ؛خدایا توفیق شهادت را نصیب مان کن )

دست بالای دست است تا کجا    تا به سوی وی الیه المنتهی(مولوی )                      

مصادیق توهم آمیز شهری و کلیشه های نادرست روشن فکری در انتخابات دهم

  مصادیق توهم آمیز شهری و کلیشه های نادرست روشن فکری در انتخابات دهم

    در دفاع از  روستاییان اگاه و مردم عادی هوشمند و مطلع و شهرستانی های شگفتی ساز عصر انفجار اطلاعات

متاسفانه در هنگامه انتخابات بحثهایی مطرح می شود که عجیب و غریب است. از جمله می توان به حملات و نظرات انتقاد امیزی  اشاره کرد که (بویژه با حساس شدن انتخابات و سرنوشت دوئل میر حسین و پرزیدنت در طی یک هفته گذشته ) به صورت های گوناگون در تحلیلهای اکادمیکی و ژورنالسیتی شهرنشینان در باره نگرانی از نقش روستاییان  و مردم عادی در انتخابات به دفعات روی آن مانور داده شده است. هسته مشترک این نظرات انتقادی و منفی را می توان شامل این چند مورد دانست ( البته با عرض پوزش از همه مردم که فهیم و اگاه اند و نیز تمامی روستاییان که  فرهیخته و مطلع اند و نیز کل روستایی تباران که هوشمند و روشن اند؛ به خاطر بکار بردن عباراتی که دیگران به کار برده اند و من  متاسفانه برای پیشبرد بحث و برخلاف میل قلبی ام ناچارم در ادامه به ان ها اشاره کنم. ) .

1-    نگرانی از گول خوردن مردم عادی 2- نگرانی از روستایی های ساده اندیش و نا اگاه و نا مطلع 3-  نگرانی از رای فروشی مردم عادی و روستاییان  4- آلت دست شدن مردم عادی و روستاییان

این کلیشه های نادرست ، متاسفانه بدبین کننده و تفرقه ساز اند و از اصل و بیخ و بن غلط اند. دست کم به چند دلیل :

1-    روستاییان و مردم عادی نیز ؛ می توانند همانند شهریان از برکت تکنولوژی اطلاعاتی ارتباطی غربی جدید ( موبایل ، اس ام اس، بلوتوث ، اینترنت ، ماهواره ، رادیو و تلویزیون ، روزنامه و امثالهم ) در معرض نسیم مبارک روشن گری قرار گرفته و دست به انتخاب آگاهانه بزنند. به عنوان نمونه انان کم و بیش هم چون همه گروههای اجتماعی شهری مناظرات انتخاباتی را دیده اند + جوک های اس ام اسی اخیر را هم دیده و هم شنیده اند + انتقادات وارده به دولت نهم را هم رصد می کنند+ ادعاهای برنامه ای نامزدهای انتخاباتی را نیز مقایسه می کنند.ضمنا مراقبند که برای بارهای بعدی نیز سرشان کلاه نرود.

2-    روستاییان و مردم عادی نیز ؛ همانند شهریان سفره اشان ( سفره کمی و کیفی ) از بابت تورم و تبعات نامناسب سیاست های اقتصادی پرزیدنت کوچک و شاید خیلی کوچکتر از سفره شهریان شده است. سبد کالای خانوار ان ها نیز آسیب دیده است. بیشتر از شهریان و گروههای روشن فکری زیر زیر خط فقر اند .

3-    روستاییان و مردم عادی نیز؛ از حافظه تاریخی و جمعی خود و حماسه های انقلابی اسلامی ( مانند شکل گیری انقلاب اسلامی + حضور در دفاع مقدس و جبهه های جنگ) که خود سهم بسیار بزرگی در خلق ان ها داشتند برای بازتولید کنش سیاسی انتخاباتی و رای دادن بهره می برند.

ختم کلام. این ها نباید جای نگرانی داشته باشد. همه ملت ایران فارغ از این دسته بندی های موهوم اکادمیکی و ژورنالیستی ( روستایی / شهرستانی / عادی / با سواد / بی سواد ) اکنون تصمیم بزرگی گرفته اند تا دست به انتخابی متفاوت بزنند. باید بر خدا توکل کرد.

اللهم لا تسلط علینا مالا ترحمنا ( خدایا بر ما  مسلط مکن ان را که به ما رحم نکند).

پیروزی اخلاقی سیاسی  2  مدیر قدرتمند دفاع مقدس در مناظرات 5 و 6 بر پرزیدنت

در مناظرات سیاسی 5 و6 بیش از هر چیز دیدیم که

چگونه مهندس موسوی و سردار رضایی ، دو مدیر

توانمند دفاع مقدس ، توانستند با ارائه دلایل و شواهد

اقتصادی اجتماعی فرهنگی سیاسی بر پرزیدنت که

مدعی داشتن قدرت کارشناسی و مدیریت سیاسی

امنیتی اجتماعی فرهنگی و اقتصادی بود غلبه کرده و

آخرین ضربه های انتقادی را به او و حامیان قدرتمندش

وارد کنند. این میسر نشد مگر به برکت استفاده از هنر

منطق گفتگویی درست و نیز به کار گرفتن اخلاق

درست برای به چالش کشیدن حریفی که تنها هنر

 وی توجیه کردن ، استفاده نادرست از امار ، تهمت

زدن به رقبا ، هتک حرمت دیگران ، طفره روی از پاسخ

گویی به انتقادات ، راه اندازی جنگ روانی و مانند این

ها است. این مناظره بار دیگر این سوال را مطرح می

سازد که چگونه  یک پرزیدنت به عنوان نماینده

فرهنگی سیاسی یک ملت می تواند در پیشگاه مردم و

در برابر چشمان تیزبین  و ذهن کنجکاو  میلیون  ها

بیننده مناظره به این صراحت و با این لذت بر بسیاری از

حقایق پرده اندازد و حقیقت را در پای  مصلحت و

کرسی ریاست   ذبح شرعی کند؟. به راستی چه

کسی باید تاوان ملی ناشی از این بی اعتمادی ها  و

بی اخلاقی ها و بد اخلاقی ها ی سیاسی  و مذهبی

را پرداخت کند؟.ما چگونه می توانیم فردای پس از

انتخابات از نو اعتماد دولت ملت را بازسازی کنیم؟آثار

مناظره فقط برای روز انتخابات نیست.تبعات جامعه

شناختی ان مدت ها هم چون سیاست عذاب  وجدان و

سیاست خاطره ناخوشایند بر وجدان جمعی ما

سنگینی خواهد کرد. و به صورت ملی آثار ان دامن همه

ما را  خواهد گرفت.این آثار هم چنین بر حافظه جمعی

ما سوار خواهد شد.ما را رها نخواهد کرد.اسطوره ای

منفی خواهد شد برای عذاب وجدان تاریخی و

اجتماعی ما. براستی  اندیشیده ایم که فرزندان ما و

نسل بعد از ما در باره این مناظرات چه داوری خواهند

داشت؟. ارزو می کردیم ای کاش پرزیدنت ما اندکی از

این دغدغه ها را در نظر می اورد و این گونه بی محابا

با سرمایه های اخلاقی و فرهنگی تمدنی این جامعه

تاریخی بزرگ بازی نمی کرد.ارزو می کردیم ای کاش در

این گرماگرم  کارزار پرزیدنت به قضاوت تاریخ توجه می

کرد و این گونه  نا جوانمردانه  به سنت های دینی و

شرعی  و اعتقادات پایه ای ما  که ناظر به صداقت و

درستی و درست کاری و درست نمایی اند خلل وارد

نمی کرد. از این منظر فریاد های اعتراض امیز مهندس

موسوی در پایان مناظره 5 ستودنی است ان جا که بی

محابا در  باره افات دروغ گویی و فریب دادن مردم تذکر

داد.و نیز ختم کلام سردار رضایی در مناظره 6 هم قابل

تقدیر است  که پرزیدنت را مورد عتاب قرار داد و از او

خواست در رویه غلط خود تجدید  نظر کند. به شخصه

معتقدم امپراتوری توجیه و نادرست نمایی و تناقض در

مناظره های 5 و 6 فروریخت. این کار کارستان بیشتر

مدیون مجاهدت های 2 مدیر بازمانده از دوران دفاع

مقدس و رهبری امام  خمینی (ره) است.

مناظره پرزیدنت و شیخ

  مناظره پرزیدنت و شیخ:

تورم توهم،کسادی حقیقت ،رکود صداقت،تولید ابهام


ارزیابی کردن مناظره 4 ( دکتر احمدی نژاد و شیخ کروبی ) سهل و ممتنع

است.سهل است چون گفته های زیادی داشت.ممتنع است چون گفته

های زیادی نداشت.سهل است چون مردم دوباره ان چه را دوست داشتند

و حدس هم می زدند !؟ از زبان طرفین شنیدند( مانند ماجرای 1 میلیارد

پول گم شده نفت و گاز ، 300 میلیارد شهرداری تهران ، هاله نور، خلیج

عربی ،هولوکاست ،نفت اردبیل ، انرژی هسته ای،  300 یا 500 میلیون

تومان شهرام جزایری ، منزل خیابان سعداباد ، زندان بنیاد  شهید و مابقی

ان ها که به دلیل کمبود وقت مناظره خود مردم باید با هم در باره ان ها

مناظره کنند!!!!!!!).ممتنع است ، چون بالاخره مشخص نشد و پرزیدنت

دکتر احمدی نژاد " نه توانست و نه خواست " که به ملت  توضیح دهد ؛

چگونه دولت فعلی ان چه را که  سال 84 گفته بود و هم چنان نیز شعار

می دهد (" می شود  و می توانیم " ) تحقق داده است و چه طور تضمین

می دهد که در 4 سال بعدی ان را بیشتر محقق کند.در ان جا نیز نماینده

ملت و رسانه ملی( مجری متین و مدیر خوب رسانه که متاسفانه استاد

دانشگاه نیز هستند!؟ )هم متاسفانه نپرسیدندکه " جناب پرزیدنت ، ملت

معتقدند اگر به جای شعار دولت شما در سال 84  که این بار نیز ان را

شعار سال 88 قرار داده اید(" می شود  و می توانیم ") گفته شود " دولت

احمدی نژادی نشد و نتوانست" جناب عالی چه دفاعی از خود دارید؟ یا

شما چه تضمینی به این ملت فهیم و هوشمند برای انتخاب دوباره تان می

دهید ؟ . می بینید که چقدر این مناظره جالب بود. بخشی از این جالب

بودن البته به نوع و سبک حملات و دفاعیات شیخ کروبی نیز بر می گردد.

ایشان هم فرصت نکردند توضیح دهند چه برنامه ای برای پرزیدنت شدن

دارند. اما ناگفته نباید گذاشت که همان گونه که انتظار نیز می رفت ایشان

با سعه صدر و حلم و طمانینه قصد رفوگری گلیم پلاسیده و پوسیده و نخ

نمای مناظره 4 را داشتند،خوش و بش هم می کردند و خوش بختانه با

صراحت لهجه و شجاعت مثال زدنی شان ( بر خلاف مناظره جدی و تلخ و

نفس گیر مهندس موسوی و دکتر احمدی نژاد که یحتمل  مناظره ای بی

رقیب خواهد ماند) ؛ ملت را نیز با زبان طنز " ننه جونی" اشان مفرح

ساختند .مهم تر از همه با همکاری و شراکت شیخ کروبی و به لطف

مشاوره های ستاد معظم و معروف و معنون ایشان ( بویژه اقایان

کرباسچی ، عبدی ، ابطحی ، نجفی ،الویری، باقی ، مهاجرانی  و خانم 

کدیور ) به نظر می رسد در نهایت نتایج خوبی از دل این مناظره ( یا شاید

بازی دو سر باخت یا دو سر برد ) به دست امد :

  1- تورم توهم : دادن امارهای توهم امیز از پیشرفت های اقتصادی کشور در دولت احمدی نژادی !؟

2- کسادی حقیقت : روشن نکردن برخی حقایق اصلی پشت پرده از کارکرد واقعی دولت احمدی نژادی!؟

    3-رکود صداقت: نشان داده نشدن سویه های صداقت در استدلالات احمدی نژادی!؟

4- تولید ابهام :ابهام زایی بیشتر در باره ابهامات روشن نشده پیشین !؟.

حالا این ملت هستند که باید قضاوت کنند چه کسی پیروز سیاسی این

مناظره بود؟.پرزیدنت یا شیخ ؟هر دو ؟ هیچ کدام؟ملت ایران ؟.

مناظره ها و استیضاح قدرت

مناظره 1 را فراموش کن

اما مناظره 2 را به خاطر بسپار 

مناظره ها حاوی بخشی از حقیقت ها و نگفته های

تاریخی اند که یا  کسی از ان ها خبردار نیست یا گفتن

ان ها به مصلحت نیست یا قدرت گفتن ان ها نیست .در

هر صورت مناظره ها ی انتخاباتی را می توان  از باب

تشبیه مانند عریان کردن و عریان نشان دادن قدرت

دانست.این همان سیاست شیشه ای شفاف است

که فقط هر 4 سال یکبار اتفاق می افتد. مناظره

کنندگان بدون این که خواسته باشند یا حتا بخواهند در

حقیقت با افشاگری ها در این مناظره ها تیشه به

ریشه چیزی می زنند که یک عمر از ان دفاع کرده یا انرا

توجیه کرده اند. برخی فکر می کنند در این میان این

مردم اند که سود می برند .اما اگر  با دور اندیشی

خوب دقت کنیم هر چند در این میان ممکن است مردم

و انتخاب کنندگان به صورت مقطعی و لحظه ای از این

افشاگری ها لذت ببرند اما در بلند مدت نتایج و تبعات

جامعه شناختی این اطلاع رسانی های مناظره ای و

افشاگریهای رقبا بر علیه هم دیگر منجر به تقویت بی

اعتمادی میان ملت و دولت خواهد شد.چیزی که سهم

مهلکی برای مشارکت شهروندی و حس تعلق

اجتماعی به ملت و هویت ایرانی اسلامی است. شاید

این گونه برداشت شود که نگارنده مخالف این گونه

مناظره ها و افشاگویی ها است .خیر.ان چه ما و

امثالهم مخالف ان هستیم دامن زدن به شکاف های

اجتماعی و گروهبندیهای کاذبی است که در بلند مدت

همان چیزی را خراب می کند که ما فکر می کنیم در

مناظره ها می توان ان را ساخت.باید به هوش بود.

مناظره ها شمشیر دولبه ای هستند که برای بسیاری

از رفتارهای خطرناک بعدی مواد خام و ایده و رویه  ضد

مدنی و ضد شهروندی و هویت ستیزانه فراهم می کنند.

قابل توجه دانشجویان درس جامعه شناسی تحولات جهانی فرهنگ  

1 عنوان کارنوشت جدید با موضوع

نظریه تحول فرهنگی گفتگویی ارتباطی ( اپل - هابرماس )

پست شده است.

دل نوشته 2:مانیفست اخلاق سیاسی شیخ اجل سعدی (برای دکترین رییس جمهور دهم و بعدی ها)

مانیفست اخلاق سیاسی شیخ اجل سعدی (برای دکترین رییس جمهور دهم و بعدی ها)

سعدی ره در دیباچه گلستان و در باره ترتیب نظم آن ،

عناوین حکیمانه مطالب گلستان را برشمرده است.او به

قدری سرزنده روی این عناوین مانور داده است که آدم

فکر می کند مانیفستی متعلق به هزاره سوم میلادی(

با همان دغدغه ها ودکترین ها )و برنامه های انتخاباتی

رییس جمهور دهم است. از این روی حیفم آمد در این

برهه دوستداران سعدی بزرگوار از این نعمت بی بهره

شوند.لذا عین نظم مفخم و وزین سعدی در ادامه آورده

می شود.

چو این کاخ دولت بپرداختم / بر او ده در از معرفت

ساختم


یکی باب عدل است و تدبیر و رای /نگهبانی خلق و

ترس خدای


دوم باب احسان نهادم اساس / که منعم کند فضل حق

را سپاس


سوم باب عشق است و مستی و شور / نه عشقی

که بندند بر خود به زور


چهارم تواضع رضا پنجمین / ششم وصف مرد قناعت

گزین


به هفتم در از عالم تربیت / به هستم در از شکر بر

عافیت


نهم باب توبه است و را ه صواب /دهم در مناجات و ختم

کتاب


پی نوشت جامعه شناختی : مفصل بندی دکترین دولت

دهم بر اساس اصول سعدیایی


عدل + احسان + عشق + تواضع + قناعت+  رضا +

تربیت + عافیت + توبه  + مناجات


نگهبانی خلق و ترس خدای


و توصیه و آلارم سعدیایی به همه و برای همه :


ریاست ،به دستان کسانی خطاست  
 
که از دستشان ،دست ها بر خداست

دل نوشته  1 (برای خودم)

دل نوشته  1 (برای خودم)

رنسانس سعدی در قاب قرون وسطی (سده13 میلادی )

دیر کرده ام .مثل همیشه ودر همه جا و در همه چیز .اما با این همه دیرکرد ؛ در غوغای انتخابات (یا به قول هابرماس :"همهمه سیاست ورزان ناسپاس و مردم نشناس برای خریدن رای" ) بهانه ای یافته ام برای ادای دین به سالروز یادبود سعدی .آن که از غول های حکمت ایرانی اسلامی و قله سترگ فرهنگ و هنر و ادب  زبان پارسی است و یک تنه به نمایندگی از تمدن و فرهنگ ایرانی اسلامی  ان هم در دوران  انتهایی و سرنوشت ساز قرون وسطی غربی (آستانه های جامعه شناختی گذار از پیشامدرنیته سنتی به مدرنیته اولیه) رنسانسی در ادبیات و حکمت را شکل داد. نیک می دانم این خودموضوعی در خور یک پژوهش جامعه شناختی  کلان و شایسته سعدی است. اما فروتنانه بایدبگویم بضاعت قلیل نگارنده ( به قول لشک کولافسکی ) تنها در حد نوشتن یادداشتی کوچک در باره موضوعی بزرگ است. باز هم می دانم که خطایی  است معرفتی ؛ لیکن  امیدوارم مقبول  طبع سعدی دانان، سعدی شناسان،سعدی خوانان وسعدی بازان افتد تا جبرانی باشد بر خطای تمدنی فرهنگی ملی بزرگی که چنین غول های بزرگی را در چراغ علاء الدینی جادویی رسانه های مدرنیته ادبی هنری وارداتی کوتوله وار زندانی کرده ایم. و شاید این کوته یاداشت مجازی وبلاگی مرهمی باشد بر زخم هایی که ناشی است از رها کردن چنین قله های فرخ بخشی و در عوض چسبیدن به تپه نوردی های حقیر و گودال نوردی های روزانه و پرسه زنی های چاله چوله ای در خیابان های  ادبی کم رونق  وکم فروغ مدرنیته . باری ( به قول بیهقی بزرگ : این قصه را الم باید،که ازقلم برنیاید) خلاصه کلام: اکنون سعدی (به عنوان بخشی سازنده از هویت مای ایرانی اسلامی ان هم در این دوران  پر هرج و مرج پست مدرنیته) به سوی ما باز گشته است ؛ ما نیز به سوی او فراخوانده شده ایم. سعدی خود بر حسب میراث رنسانسی اش در حکمت اجتماعی فرهنگی ادبی هنری ( گلستان / بوستان / غزلستان/ مواعظستان) سویه هایی را برای این هویت سازی ها تدارک دیده است.

هر چه گفتیم جز حکایت دوست+ ما همه عمر از آن پشیمانیم

کهن خرقه خویش پیراستن + به از جامه عاریت خواستن

 یک  "مردمی نژاد"  و 3  "  مردمی نزاد" /"غیر مردمی نژاد "

روزهای انتخاباتی روزهایی هستند برای مبارزه جهت

بقا.لذا ستادی های حرفه ای ناگزیرند دائم برای بقای

کاندیدای خود به ویژه اگر به شدت در معرض

ناپدیدشدن هم باشد از ترفندهای گفتمانی جدید 

استفاده کنند. با گشت  و   گذار در سطح شهر و تورق

روزنامه ها می توان این ترفندها را دید.   به عنوان

نمونه می توان به 2 مورد خیلی گفتمانی و جالب توجه

اشاره کرد: استفاده از عنوان "ستادهای هماهنگی

حمایت های مردمی"  به جای ستاد انتخاباتی + و نیز

استفاده از لقب " دکتر مردمی نژاد" به جای دکتر

احمدی نژاد.از منظر مخاطب پژوهی رسانه ای استفاده

از این واژه گفتمانی دوم ؛می توانداین معنا راالقا کندکه

فقط کاندیدای "ما"  مردمی است ؛و کاندیداهای

"دیگری " نامردمی اند.به عبارت بهتر این القا می شود 

که ان ها " غیر مردمی نژادند ".باید دید آیا این گونه

ترفندهای گفتمانی در عمل به بقا منجر می شوند یا

فنا؟.پیش بینی نتیجه بیشتر پراگماتیستی است یعنی

باید منتظر روز نهایی بود و جدال "انتخاب مردم"با

"ترفندهای نا مردمی".   

   

قابل توجه دانشجویان درس جامعه شناسی شناخت

3 عنوان کارنوشت جدید با موضوع

جامعه شناسی های شناخت فوکویی +بوردیویی+فمنیستی +پست مدرن+مردم پسند

پست شده است.

لطفا برای جلسه شنبه این هفته مطالعه شود.

قابل توجه دانشجویان درس فلسفه علوم اجتماعی

1 عنوان کارنوشت جدید با موضوع

فلسفه های علوم اجتماعی درون گرا و اومانیستی

پست شد.

قابل توجه دانشجویان درس جامعه شناسی دین

2 عنوان کارنوشت جدید  با موضوع 

پساسکولاریزم هابرماسی :جامعه پساسکولار و دین پساسکولاری

پست شده است .

افسردگی فرهنگی + الگوی میر محسن کروبی نژاد

افسردگی فرهنگی + الگوی میر محسن کروبی نژاد  

به قول یکی از دوستان جامعه شناسی ام ، انتخابات آیینه ای است  که هم جامعه خود را در آن می بیند و هم خود را در آن باز تولید می کند. این مراسم شعائر گونه ملی بیش از ان که یک مراسم سیاسی باشد ؛ بیشتر یادآور نوعی شعایر اجتماعی مدنی است که در آن اعضای جامعه هر یک  مجالی می یابند تا منویاتشان را آن گونه که خود مایل اند و تشخیص می دهند( خواه درست ومفید و خواه نادرست و مضر برای خودشان و دیگران ) بروز دهند. از حسن اتفاق ترجیع بند مسجع و موزونی که با عنوان الگوی میر محسن کروبی نژاد ارائه می دهم ؛ مناسب حال  ونوع گزینش آن دسته افرادی است که (بنا به دلایل توجیهی که همیشه دارند) قصد کرده اند هم زمان دو کار نامتعارف و ناهنجار از نظر  اخلاقی سیاسی و مدنی شهروندی را در انتخابات ریاست جمهوری دهم  به قصد تخریب تکرار کنند : تحریم یا تحریف . منظور از تحریم، شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت پذیری مدنی تاریخی  شهروندی و " نه"  گفتن به انتخابات است . " نه ای"  که نه تنها بعید است چیزهایی را  که مد نظر " نه گویان"  است عوض کند؛ بلکه به تجربه  ودر عمل به بدتر شدن نیز کمک کرده است. آنان با این کار رای خود را به رایگان درسبد دیگران گذاشته اند و وزن رای مخالفان خود را دو برابر کرده اند!!!!. به هر حال در تمام جوامع مدنی دموکراتیک معاصرکمتر شهروند عاقلی می توان یافت که موافق کنش تحریمیان باشد. تحریفیان نیز به نوعی دیگر در کار ساختن کنش نامتعارف و ناهنجار از نظر اخلاقی سیاسی و مدنی شهروندی اند. اینان بر خلاف تحریمیان ، "بد بله" گوی  اند. آری و بلی گفتن آنان به انتخابات از نوع بسیار خطرناکی است. بیشتر به قصد تخریب نظام اجتماعی و ساقط کردن مخالفانشان و بر اساس نوعی لجاجت اجتماعی با انتخابی بد قصد و بد مقصد به حریفی رای می دهند که فکر می کنند می تواند بیشتر خرابکاری کند. اینان نیز با " بد بله گویی" خود هم شریک تحریمیان اند ، هم رفیق تخریبیان.  سوالات زیادی در باره علل ودلایل جامعه شناختی بروز این رفتارها و الگوهای انتخاباتی  شهروندی ستیز و ضد مدنی می توان مطرح کرد. اما من مایلم بیشتر به سراغ زمینه و بافت فرهنگی بروم که  امکان بروز این الگوهای نامتعارف  انتخاباتی (: تحریم/ تحریف / تخریب ) در ان بیشتر انتظار می رود. از این روی به نظر این طور می رسد که افسردگی + یاس + نا امیدی فرهنگی در این میان عامل تعیین کننده ای است. بنابراین آنانی که به هر دلیل در سرزندگی فرهنگی به سر می برند ؛ به دنبال تغییر ( همراه با اصلاح + پیشرفت + تحول) اند؛ اما آنان که در افسردگی فرهنگی می زیند ، به دنبال  تحریم+ تحریف + تخریب اند. الگوی میر محسن کروبی نژاد استعاره ای است اجتماعی و معنادار ، برای اشاره به تاثیرات نامناسبی که ناشی از  ساختارهای سیاسی و اجتماعی است که  هم در خدمت تقویت افسردگی فرهنگی اند ؛ و هم در خدمت ساختن تحریمیان+ تحریفیان + تخریبیان. اما  همیشه این "عدد بزرگ " در "بله گویان درست"(تغییریان ) به انتخابات است که می تواند به بقای درست یک نظام اجتماعی کمک کند. این همان معنای پر رمز و راز شهروندی و مشارکت مدنی اخلاقی است ؛ که تحریفیان+تحریمیان +تخریبیان فقط شعارش را می دهند؛ اما تغییریان به آن عمل می کنند.